فرهنگ مجازی

دفتر مشق مجازی کلاس فرهنگ مجازی دکتر سعیدرضا عاملی.

فرهنگ مجازی

دفتر مشق مجازی کلاس فرهنگ مجازی دکتر سعیدرضا عاملی.

۲ مطلب در آذر ۱۴۰۰ ثبت شده است

گجت‌های همراه دسترسی به اینترنت و فضای دوم را آسان‌تر کرده‌اند. افزایش دسترسی به اینترنت و همه‌جا حاضر بودن آن با گجت‌های همراه تغییری بزرگ در همه‌ی ساحت‌های زندگی به‌وجود آورده‌است. خانواده نیز یکی از این وجوه است. اگرچه آمارها نشان می‌دهد که خانواده در حال تغییر است اما نباید نتیجه‌گیری‌ای سریع داشت و تمام تغییرات خانواده را به رشد استفاده از فضای مجازی مرتبط دانست و یا تصور کرد که ارتباطات مجازی جایگزین ارتباطات خانوادگی شده‌است. فضای مجازی یکی از عوامل موثر در تغییرات خانواده‌ها است.

زمانی که از تاثیرات فضای مجازی بر خانواده‌ سخن به میان می‌آید معمولا فضای مجازی به عنوان اهریمنی تصور می‌شود که ثبات روابط خانوادگی را بر هم زده‌است. در حالی‌که گسترش فناوری‌های ارتباطی به حفظ روابط خانوادگی خانواده‌هایی که به هر دلیل (کار، مهاجرت و...) برخی از اعضای آن دور از سایرین هستند، کمک کرده‌است.  برای خانواده هایی که این سختی دوری را تحمل می کنند، در دسترس بودن و تنوع فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو دهه اخیر دستخوش تغییراتی شده است. خانواده‌های مهاجر که زمانی به تماس‌های تلفنی گران قیمت و نامه‌های پست شده از راه دور متکی بودند، اکنون از هزینه‌های قابل توجه کاهش یافته برنامه‌های چت ویدیویی و پیام‌رسانی لذت می‌برند. این تغییرات روابط خانوادگی چندوجهی را به خصوص برای خانواده‌های فراملی و نظامی که در آن ارتباطات روزانه در چندین فن‌آوری اطلاعاتی و ارتباطی رخ می‌دهد، نرمال کرده‌اند (Hall و Waszidlo, 2022)  در این شرایط دیگر صمیمیت در خانواده به معنای نزدیکی فیزیکی نیست و فناوری‌های ارتباطی به مدیریت روابط و حفظ صمیمت خانوادگی کمک می‌کنند (Eklund & Sadowski, 2021). حتی می‌تواند از شکل خانواده‌ی هسته‌ای فراتر برود و امکان ارتباط میان خانواده گسترده را فراهم کند. 

علی‌رغم این‌که فناوری‌های ارتباطاتی و فضای دوم همه‌ جا حاضر می‌تواند با هم بودن خانواده را با وجود فاصله فیزیکی تسهیل کند، الگوی ارتباطی جدیدی را هم به وجود می‌آورد که بر روابط درون خانواده تاثیرگذار است. الگوی جدیدی که بری ولمن (۲۰۰۱) از آن به عنوان فردگرایی شبکه‌ای یاد می‌کند. در این الگوی ارتباطی فرد پایه‌ی ارتباط با افراد است نه خانواده و یا گروه‌های دیگر. پیش‌تر رایج بود که ارتباط افراد در واقع ارتباط خانواده‌ها به یک‌دیگر بود یک‌ خانواده مشترکا از یک تلفن استفاده می‌کردند و مشترکا کارت تبریک دریافت می‌کردند اما توسعه فناوری‌های دیجیتال مانند تلفن‌های همراه هوشمند این الگو را تغییر داده‌است و حالا دیگر هر فرد خود در مرکز شبکه‌ی خود است و چه بسا که شبکه‌ی ارتباطی هر فرد در خانواده کاملا با شبکه‌ی ارتباطی سایر افراد خانواده متفاوت باشد (Eklund & Sadowski, 2021).

البته تصور این مسئله که تنها فناوری‌های دیجیتال و تسهیل دسترسی به اینترنت موجب این فردگرایی در خانواده شده‌است، ساده‌انگارانه‌ است. توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی تنها شتاب‌بخش و تا حدی تسهیل‌کننده‌ی روندهای فردگرایی بوده‌اند. و هم‌چنین نباید تصور کرد که تغییر الگوی ارتباطی در خانواده به معنای فروپاشی نهاد خانواده است. این تغییر شکلی به نظر برگشت‌ناپذیر در خانواده‌ است و متناسب با این تغییر شکل باید تلاش‌هایی در سطح خود خانواده و فراتر از آن برای حفظ نهاد خانواده و صمیمیت بین اعضای خانواده صورت پذیرد.

علاوه بر تغییراتی که در شکل ارتباطی درون خانواده به وجود آمده‌است تغییرات نهاد خانواده از زاویه‌ای کلان نیز محسوس است. تغییر تعداد اعضای خانواده (کاهش موالید)، افزایش سن ازدواج و افزایش میزان طلاق (درنتیجه افزایش خانواده‌های تک سرپرست)، از جمله تغییراتی است که در شکل نهاد خانواده به وجود آمده‌است. عامل این تغییرات به شکل مستقیم البته دوفضایی شدن و افزایش دسترسی به فناوری‌های ارتباطی نیست. بلکه عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌ای بر این تغییر شکل نهاد خانواده اثرگذار بوده‌اند. باید توجه داشته‌باشیم که روندهای نوسازی و مدرن شدن این تغییرات را در نهاد خانواده به وجود آورده‌است. از دیدگاه‌ گیدنز، روابط اجتماعی تحت تأثیر مدرنیته قرار دارند و تأثیر آن بر هر نوع رابطه ای، مانند پیوندهای خویشاوندی، روابط شخصی و عناصری ازاین دست غیرقابل انکار است . به باور وی، در دوران جـدید‌ پیوندهای خویشاوندی تحلیل رفته و «این که انواع خاصی از پیوندهای خانوادگی در برخی از محیط های جوامع نوین نیرومند باقی مانده است ، نمیتوانند به معنای ایـن بـاشد که خویشاوندی هنوز‌ همان‌ نـقشی را کـه زمانی در تنظیم زندگی روزانه ی اکثریت مردم بازی میکرد، ایفا میکند». مکان و پیوندهای خویشاوندی که در شرایط مدرنیته تحلیل رفته اند دیگر‌ نمیتوانند‌ به میزان گـذشته زمـینه ی اعتماد و روابط صمیمانه را فـراهم کـنند. نظریه نوسازی با تأکید بـر تـغییرات سـاختی جوامع (گذار از‌ اقتصاد‌ کشاورزی‌ به اقتصاد صنعتی)، تغییرات خانواده را به تغییرات ساختاری در زندگی اجتماعی بـه منظور‌ ظهور‌ نیروی‌ جدید اجتماعی یعنی جریان صنعتی شدن ، شهرنشینی، آموزش همگانی و غـیره مرتبط میکند و تحولات ازدواج و خـانواده‌ را به عنوان سازگاری نظام مند با تغییر در شرایط نظام اجتماعی پیرامونی‌ یا‌ به‌ عبارتی؛ انطباق با شرایط اقتصادی اجتماعی تغییریافته در نظر میگیرد. بدین ترتیب رویکرد نوسازی در بحث تغییرات خانواده بر ایـن باور‌ است‌ که‌ نهاد خانواده تحت تأثیر عناصر نوسازی، هم ازلحاظ ساختاری و هم ازلحاظ کارکردی دچار تغییر و دگرگونی‌ می‌ شود. در جریان فرآیند نوسازی، ارزش های سنتی خانواده کم رنگ تر‌ میشوند‌. پسـ‌ تـجدد در اصل نوعی نظم اجتماعی است که نظام کنش اجتماعی را از حیطه نفوذ‌ احکام‌ یا‌ تکالیف و کردارهای از پیش تعیین شده دور می کند. به تعبیر گیدنز‌، جامعه‌ جدید، جامعه ای است که از هژمونی گـذشته و زمـینه های محلی کنش به نوعی تهی شده‌ است‌ ؛ و درهایش را به روی آینده ای مسأله زا و ابهام آلوده گشوده است‌ (رحیمی، محمد و دیگران، ۱۳۹۵). 

تغییر ارزش‌های اجتماعی، تغییرات در شکل خانواده را هم به وجود آورده‌است.  مهم‌ترین تغییر فردی در دهه‌های اخیر، افزایش سطح تحصیلات در گروه‌های مختلف است که توسط ماهیت برابری‌خواهانه انقلاب تحریک شده است. زمان ازدواج نیز به سمت سنین بالاتر به ویژه برای دختران تغییر کرده است و رفتار و نگرش زنان نسبت به باروری به طور قابل توجهی تغییر کرده است (Abbasi-Shavazi  و  2008 ,McDonaldدوفضایی شدن و تسهیل دسترسی به فناوری‌های ارتباطی تنها تسهیل کنند‌ه‌ی این روند مدرن شدن است.

در مسیر حفظ نهاد خانواده باید توجه داشت که قبل از هر چیزی باید واقعیت تغییرات خانواده را پذیرفت و پذیرفت که ارزش‌های افراد در قبال خانواده تغییر کرده‌است و این تغییرات برگشت‌ناپذیر است. و هر اقدامی باید با توجه به فهم ارزش‌های جدید صورت پذیرد. به علاوه این‌ به نظر می‌رسد تغییرات خانواده مسیر متفاوتی را طی کند چرا که نسل بومی‌های دیجیتال (نسلz) به سن تشکیل خانواده ورود پیدا کرده‌اند و ارزش‌های متفاوت این نسل و به علاوه دانش آن‌ها نسبت به فضای مجازی شکل خانواده‌ را تغییر خواهد داد و احتمالا آن‌ها روابط متفاوتی با فرزندانش شکل بدهند.

و در پایان خاطره‌ی یکی از کلاس‌هایی که به عنوان معلم حضور داشته‌ام را به یاد می‌آورم که در انتهای کلاس یکی از شاگردانم از من پرسید که چرا شخصیت داستانی را که برای آن‌ها تعریف می‌کردم تمام سختی‌ها را تحمل کرده‌ تا برای آرمانش بجنگد؟ چه چیزی مهم‌تر از خود فرد؟ در آن زمان من نتوانستم پاسخی بدهم در نهایت یکی دیگر از دانش‌آموزان گفت: خب به خاطر خانواده‌ش اون اگر نمی‌جنگید خانواده‌ش کشته‌می‌شدن. آن‌جا دیدم که مهم‌ترین و نهایی‌ترین ارزشی که برای دانش‌آموزانم باقی‌مانده‌است، خانواده است. به نظر می‌رسد که خود خانواده نهایتا در برابر آن‌چه که تهدیدش می‌کند راه حفظ خود را پیدا خواهد کرد.

 

  • ریحانه حیدری

اخلاق و هوش مصنوعی

هوش مصنوعی روز‌به‌روز به حوزه‌های جدید‌ی ورود پیدا می‌کند و به مرور بسیاری از جنبه‌های زندگی ما وابسته و متصل به هوش مصنوعی خواهد بود.  سرعت گسترش هوش مصنوعی و قدرت پردازش و تحلیل آن، نگرانی‌های بسیاری را به وجود آورده‌است. رد این نگرانی‌ها را می‌توان در فیلم‌های آینده‌نگر علمی-تخیلی‌ای مانند Her، ex-machina و black mirror دید. در این فیلم‌ها نسبت به این‌که هوش و قدرت هوش مصنوعی از انسان پیشی بگیرد و بر او چیره‌‌ شود احساس خطر می‌شود. جدا از این خطر دور، نگرانی‌های دیگری نیز نسبت به هوش مصنوعی وجود دارد. نگرانی‌هایی که مربوط به آینده‌ی دور نیستند و این نگرانی‌ها را در تعامل و کاربری فعلی و امروزه‌ی ما نسبت به هوش مصنوعی نیز می‌توان یافت. اولین نگرانی که در رابطه با گسترش هوش مصنوعی در حوزه‌های مختلف زندگی به ذهن می‌رسد، از دست دادن شغل است. با توسعه‌ی هوش مصنوعی، بسیاری از مشاغلی که پیش از آن توسط انسان‌ها انجام می‌شد به هوش مصنوعی سپرده می‌شود. البته پاسخ متخصصان در برابر این نگرانی این است که اگرچه هوش مصنوعی باعث از بین رفتن بسیاری از مشاغل می‌شود اما در عین‌حال مشاغل جدیدی را نیز به وجود می‌آورد. البته نگرانی برای از دست رفتن شغل، یک نگرانی متاخر و در مواجهه‌ی هوش مصنوعی نیست بلکه این نگرانی که ماشین‌ها جایگزین انسان شوند و از زمان صنعتی‌شدن به شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است. اما همان‌گونه که رشد و توسعه‌ی ماشین‌های مکانیکی متوقف نشد رشد و توسعه هوش مصنوعی نیز گریز‌ناپذیر و متوقف نشدنی است. هرچند که مسئله از دست رفتن شغل برخی از افراد چیزی است که دولت‌ها باید به آن توجه کنند و برای آن برنامه‌ریزی داشته‌باشند. (کشاورز، ۲۰۲۱)

اما جدا از این نگرانی‌ها نمی‌توان انکار کرد که هوش مصنوعی نقش موثر و مفید و قابل توجهی در زندگی روزمره‌ی ما دارد. هوش‌ مصنوعی و الگوریتم‌ها به غیر از پیشنهاد موثر ویدئوهای احتمالا مورد علاقه‌مان در یوتیوب می‌توانند نقش‌های اساسی‌تری مانند کنترل ترافیک شهری و کاربردهای پزشکی و بسیاری از امور اداری را نیز ایفا کنند.  واقعیت آن است که بسیاری از جنبه‌های زندگی ما وابسته به هوش مصنوعی است و بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مهم جامعه‌ی ما به هوش مصنوعی سپرده‌شده‌است. «به گزارش گاردین ۷۲ درصد از رزومه‌های آمریکایی هرگز به چشمان انسانی نمی‌خورند» (کریادو-پرز، ۱۳۹۹). اگر جامعه‌ای برابر و عادلانه را طلب می‌کنیم مهم است که این پرسش را مطرح کنیم که آیا هوش مصنوعی نقشی در رسیدن به این برابری ایفا می‌کند یا نه؟ پاسخی سطحی و اولیه به این پرسش می‌تواند این باشد که توسعه‌ی هوش مصنوعی در جنبه‌های گوناگون زندگی ما به عادلانه‌تر شدن این دنیا کمک خواهد کرد چرا که تبعیض‌ها و سوگیری‌های انسانی‌ای که منجر به بی‌عدالتی می‌شود در هوش مصنوعی جایی ندارد اما گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد عملکرد هوش مصنوعی نیز همان‌ سوگیری‌های انسانی را دارد. مثلا سیستم‌های هوشمند تشخیص صدا به صدای زنان حساسیت کم‌تری نسبت به صدای مردان نشان می‌دهند و این مسئله زمانی مهم می‌شود که بدانیم برخی از سیستم‌های درمانی از همین سیستم‌های تشخیص صدا استفاده می‌کنند (کریادو-پرز، ۱۳۹۹). سوگیری‌ هوش مصنوعی می‌تواند همان کلیشه‌ها و نابرابری‌هایی که امروز درگیر آن هستیم را بازتولید و حتی تقویت کند. اگرچه عدم دخالت انسانی در تصمیم‌گیری‌های هوش مصنوعی یک مزیت به حساب می‌آید، اما زمانی که هوش مصنوعی درگیر سوگیری‌های جنسیتی، نژادی و... این عدم دخالت انسانی می‌تواند اثر سوگیری‌ها را چند برابر کند چرا که می‌توان امید داشت یک نفر درگیر کلیشه‌های جامعه نسبت به گروه‌های متفاوت نباشد اما نمی‌توان امید داشت که یک هوش مصنوعی متفاوت از الگوریتم‌های آموخته شده عمل کند.

هوش مصنوعی بر مبنای داده‌های موجود آموخته‌می‌شود. از داده‌هایی که خود نسبت به گروه‌های اجتماعی متفاوت سوگیری دارند چگونه می‌توان توقع هوش مصنوعی بدون سوگیری داشت. پس هوش مصنوعی آن‌گونه که به نظر می‌رسید هم بدون دخالت انسانی نیست و تمایلات و سوگیری‌های ما می‌تواند بر عملکرد هوش مصنوعی اثر بگذارد. سوگیری هوش مصنوعی وقتی پیچیده‌تر و عمیق‌تر می‌شود که با شکاف دسترسی ترکیب می‌شود. گروه‌های اجتماعی تحت تبعیض در داده‌های در دسترس هوش مصنوعی بازنمایی نشده‌اند یا بد بازنمایی شده‌اند و اعضای این گروه‌ها نیز کم‌تر توان استفاده از خدماتی که با هوش مصنوعی کار می‌کنند را دارند بنابراین سیستم‌های هوش مصنوعی باز هم شانس کم‌تری پیدا می‌کنند تا داده‌های جدیدی در رابطه با این گروه‌های تحت تبعیض دریافت کنند.

خوش‌بینی و امیدواری ابتدایی از امکان رسیدن به دنیایی عادلانه‌تر با وجود هوش‌مصنوعی جای خود را به ناامیدی می‌دهد. هوش مصنوعی در جهان ناعادلانه‌ی ما می‌تواند به شیوه‌ای عادلانه عمل کند و آموخته‌شود؟ آیا رشد و توسعه‌ی هوش مصنوعی به معنی رشد و توسعه‌ی باورها و کلیشه‌های تبعیض‌آمیز پیشین نیست؟ با وابسته‌شدن هرچه‌ بیشتر ما به هوش مصنوعی می‌توان انتظار تغییر داشت؟ یا هم‌چنان باید شاهد آن باشیم که رزومه‌های زنان برای برخی مشاغل کاری حتی روی میز کارفرماها قرار نگیرد چرا که پیش‌تر توسط هوش مصنوعی حذف شده‌اند؟

این ویدئو می‌تواند ایده‌هایی در رابطه‌ با راه‌های برون‌رفت از این وضعیت ارائه دهد.

البته هم‌چنان نباید نقش انسانی در راهبری و طراحی هوش مصنوعی را نادیده‌گرفت. طراحی هوش مصنوعی می‌تواند در خدمت اهدافی قرار بگیرد که به حرکت جهان به سمت دنیای عادلانه‌تر و سالم‌تر کمک کند. برای مثال مدل‌های زبانی‌ای که در گوگل، فیس‌بوک و آمازون طراحی شده‌اند می‌توانند سخنان نفرت‌انگیز نژادی را تشخیص دهند و محتواهای این‌گونه را حذف کنند. این گزارش مثال خوبی است از این‌که چگونه تلاش‌های انسانی می‌تواند هوش مصنوعی را  نسبت به سخنان نفرت‌انگیز حساس کند. اما همان‌گونه که در این گزارش نیز اشاره می‌شود اگرچه حساس کردن هوش مصنوعی به انواع محتواهای نفرت‌آمیز (مانند محتواهای دارای imoji در این گزارش) کار چندان دشواری نیست اما رسانه‌های اجتماعی بزرگ‌ نسبت به آن بی‌توجه‌اند.  توسعه‌ی سودمحور هوش مصنوعی چالشی در برابر ملاحظات اخلاقی هوش مصنوعی است.

 

  • ریحانه حیدری